تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
179
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
صرافت ذات و صراحت ذات كه واجب الوجود است ، به همان صراح ذات عالم است و همچنين تمام ذات مقابل قدرت است ، كله العلم و كله القدره و كله النور و كله الوجود . و بالجمله : تمام ذات در مقابل تمام اين مفاهيم كماليه واقع است و در عين حال ، ذات در كمال بساطت و وحدت خود باقى است و تعدد اين مفاهيم كماليه ، موجب تعدد آن نمىشود و ذات در اين مرتبهء واحديت ، داراى تمام اوصاف جماليه و اسماء حسنى است و لذا وجود منبسط اطلاقى احاطى كه اضافهء اشراقيه و معلول او و صادر از اوست ، به خاطر وحدت ذات ، وحدت و بساطت داشته و بين اين وجود منبسط و اضافهء اشراقيه و بين ذات ، فرقى در جهت وحدت نيست مگر اينكه عبد اوست . و الحاصل : در عين بساطت ذات و وحدت وجود حق با صدق مفاهيم متكثرهء كماليه بر آن ، از او يك وجود طويل و يك شعاع پهناور بسيطى صادر شده كه : همه عالم صداى نغمهء اوست * كه شنيد اين چنين صداى دراز « 1 » و چنان كه در مرتبهء واحديت وجود اسماء كماليه وحدت را منثلم نمىكند ، اين وجود منبسط بسيط هم ، در عين بساطت و وحدت ، واجد اسماء و صفات كماليه بوده بدون اينكه وحدت آن انثلام يابد و اين وجود منبسط از هيچ جهت فرقى با مبدأ اعلى نداشته مگر اينكه كمال او تنزلى بوده و كمال مبدأ ، كامل و تمام بلكه فوق التمام مىباشد و او اين جهت تنزلى و تنقصى را كه عبارت از جهت صدورى است ، دارد كه در حقيقت ، معلوليت و صرف ربط و تعلق به مبدأ بوده و به تمام هويت متعلِّق و مربوط به مبدأ بوده ؛ چنان كه مبدأ به تمام هويت متعلَّق و مربوط إليه است و قيام وجودى او به وجود قيومى مبدأ است ، تنها فرق از اين جهت است كه مرتبهء او ناقص و نازل است و الّا او آيت معلولى مبدأ بوده و هر كمالى كه در مبدأ به نحو اعلى و فوق التمام و وجوب بالذات وجود دارد ، در او هم به نحو تنقص و تنزل هست و چنان كه وحدت مبدأ به تكثر مفاهيم منثلم نمىشود ، بلكه كله الوجود و كله القدره و كله العلم و كله الاراده ، وجود منبسط هم مع بساطتها تمامش قدرت خداوند و علم خداوند و
--> ( 1 ) - ترجيعبند فخر الدين عراقى .